عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧ - كتاب احياء موات
ترجمه:
ح: آنچه از مال در بيابان و اماكن خراب يافت مىشود يا در زمينى كه بحسب ظاهر مالك ندارد بصورت مدفون بدست مىآيد واجد آن مىتواند بدون تعريف آن را تملك كند مشروط به اينكه بر آن اثر اسلام ديده نشود و در صورت وجود چنين اثرى بر آن لازم است واجد اقدام به تعريفش بكند.
ذ: اگر براى زمينى كه در آن مال مدفون پيدا شده مالكى باشد بر واجد لازم است دفين را به وى معرّفى كند پس اگر مالك آن را از خود دانست بر واجد لازم است به وى بدهد و در غير اين صورت مال واجد مىباشد.
ض: و همچنين است اگر ملتقط مالى را در جوف و اندرون دابّهاى بيابد كه در اين صورت نيز بر وى واجب است آن را به مالك دابّه معرّفى كند.
ظ: مالى كه در جوف و شكم ماهى يافت مىشود متعلّق به واجد آن مىباشد مگر آنكه ماهى در محوطهاى محصور بوده كه در آب مملوك تغذيه نمايد.
غ: آنچه در صندوق يا خانه مشترك بين شخص و ديگرى يافت مىشود لقطه بحساب مىآيد.
اب: و اگر در املاك مذكور كسى با وى شريك نباشد مال براى وى حلال است.
اج: مجرّد تعريف يك سال در صحّت و جواز تملّك كافى نبوده بلكه لازم است كه نيّت تملّك نيز بنمايد.
كتاب احياء موات
زمين موات به زمينى گويند كه به واسطه يكى از علل ذيل مورد انتفاع و بهرهبردارى واقع نشود.
١- معطّل ماندن و بدون مصرف بودن زمين.
٢- به صورت جنگل درآمدن آن.
٣- به معدوم شدن آب از آن.
٤- فرا گرفتن آب و مستولى شدنش بر زمين.
مترجم گويد:
مرحوم مصنّف در اين مقام به ذكر پارهاى از احكام اراضى موات پرداخته كه ذيلا تشريح مىشوند: